تبليغاتX
ღ☆♥کلـــبه تنهـــایی♥ ☆ღ

ღ☆♥کلـــبه تنهـــایی♥ ☆ღ

برای یک بار پریدن هزار بار فرو افتادم
از آدمها دلگیر نشو...!!
نیش زدن طبیعت شونه...!!
سال هاست که به هوای بارانی می گویند...!!!
* خــــــراب*...!!

هیچ کس نمی داند ..
همه چهره آرام می بینند ..
همه صدای خنده ها را می شنوند ..
هیچ کس حس نمی کند دل نا آرامت را ، تنهاییت را ، بغض گلویت را ..

... ... ... دست خودت نیست ، " باید " جلوی دیگران بخندی ...

هیچ کس نمی داند وقتی به چهار دیواری اتاقت می رسی ، غصه ها را از پشت درب بر می داری و به حال امروزت افسوس می خوری ...!

کاش اتاقت انبار غصه هایت نبود ...







نوشته شده توسط ♥♥یــه دخـــتر تنـــها♥♥ در یکشنبه بیستم فروردین 1391 ساعت 21:3 | لينک ثابت |

سلام به همه اونایی که به کلبه تنهایی من سر میزنن....خوبین؟

فرا رسیدن سال نو رو خدمت همگی تبریک عرض میکنم

امیدوارم سال خوبی رو پیش رو داشته باشید .و کشتی آرزوهاتون همواره لنگر انداز جزیزه سعادت و خوشبختی باشه.

دوستای گلم یادتون نره سره سفره هفت سین

تو دعاهای قشنگتون

لابه لای زمزمه های دل مهربونتون

شفای بیماران یادتون نره

 شادی روح کسانی که پارسال تو جمعمون بودندو امسال نیستند یادتون نره و........

و همچنین یادتون نره منو دعا کنید انشالله خوش بگذره تعطیلات عید به همگی

نوشته شده توسط ♥♥یــه دخـــتر تنـــها♥♥ در سه شنبه یکم فروردین 1391 ساعت 15:0 | لينک ثابت

گذشتہ هآ

نگذشتـه
بآوَر کـن

آن روز هایی که

تو بہ من خیانت میکَردی

من حتـی به خاطره هایمان


وفادار مانـــدم


شيشه ي نازک احساس مرا دست نزن.......چندشم مي شود از لکه ي انگشت دروغ!

♥من اگر میخندم تنها به اجبار عکاس است وگرنه من کجا و واژه سیب کجا!!!


ازگرگ های درنده نمی هراسم !
که به جسمم حمله کنند ...
تمام ترس من
از آدمهای گرگ نمایی ست
که روحم را
قلبم را ...
پاره پاره می کنند ... !


نـبـود ...
پـيـدا شـد ...
آشـنـا شـد ...
دوسـت شـد ...
مـهـر شـد ...
گـرم شـد ...
عـشـق شـد ...
يـار شـد ...
تـار شـد ...
بـد شـد ...

رد شـد ...
سـرد شـد ...
غـم شـد ...
بـغـض شـد ...
اشـك شـد ...

آه شـد ...
دور شـد ...
گـم شـد !


دلنوشت روز جمعه 5 اسفند:سلام به همه به همه اونایی که به کلبه تنهایی من سر میزنن...خوبین؟

امیدوارم خوب باشین...

امروز جاتون خالی برای اولین بار رفته بودم بازار بزرگ تهران...چقدر شلوغ بود...بر عکس همیشه که هر جا میریم با ماشین میریم...هنور عادت به این نکردم که پیاده جایی برم...اینقدر خسته شدم...خیلی شلوغ بود هر چی بگم کم گفتم...خلاصه تو راه تا برسیم انواع و اقسام آدمارو دیدم...پیر و جوون...به خودم گفتم منو باش اینارو باش...بعضی ها با چه سر ظاهرو چه شکلی دارن زندگی میکنن...اینقدردلم گرفت...که خیلی ها تو رفاه هستن و هیچ غمی ندارن یه عده حتی پول یه لباس که حداقلش تمیز باشه و ندارن...تازه یه خانم رو دیدم که حامله بود...به خودم گفتم آخه بچه آوردنت چیه؟تو این دنیایی که تو حتی نمیتونی نون خودتو در بیاری بخوری..به دنیا اومدن اون بچه ظلم نیست؟اگه نتونی خواسته هاشو برآورده کنی چی؟من تا حالا تو همچین محیط هایی نبودم شاید  خیلی طبیعی باشه اما واسه من دیدن اونطور آدما ناراحت کنندست...که بچه هاشون با چه شوقی به مغازه ها نگاه میکردن...اما پدرو مادرا شرمنده....

خدایا هیچ پدر مادریو شرمنده بچه هاش نکن این خیلی بده...

نقطه.

:¨·.·¨:
`·.ا نـ وش ه /..


::ادامــه مـطـلـب::
نوشته شده توسط ♥♥یــه دخـــتر تنـــها♥♥ در یکشنبه سی ام بهمن 1390 ساعت 13:55 | لينک ثابت |

آدم هـا مي آينـد

  زنـدگي مي کننـد

  مي ميـرنـد و مي رونـد …

  امـا فـاجعـه ي زنـدگي ِ تــو

  آن هـنگـام آغـاز مي شـود کـه

  آدمي مي رود امــا نـمي ميـرد!

  مـي مـــانــد

  و نبـودنـش در بـودن ِ تـو

  چنـان تـه نـشيـن مي شـود

  کـه تـــو مي ميـري

  در حالـي کـه زنــده اي!!


دلم گرفته است...

مي داني؟

از دوستت دارم ها خسته شده ام

از عاشقتم ها...

جمله هايي که آسان در زبان مي گنجد، ولي در دل نه...

پی نوشت:فعلا دوتا شعر گذاشتم...اگه خوشتون اومد بگید اضافه کنم...

:¨·.·¨:
`·.ا نـ وش ه /..

نوشته شده توسط ♥♥یــه دخـــتر تنـــها♥♥ در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 ساعت 10:30 | لينک ثابت |
به سلامتی اونایی که حاضرن ولنتاین رو تنها باشن اما به خاطر گرفتن کادو با کسی نباشن..

شب است و در سکوت شب نشسته ام به خاطرت

و دلخوشم به این دلی که بسته ام به خاطرت...

ببین چگونه مهربان طلسم کرده ای مرا

که از تمام قبله ها گسسته ام به خاطرت...

               ولنتـــــــاین مبارک

    به همه عاشقـــا تبریک میگم......

سعي کن خودت باشي، گمشده ي واقعي تو، تو را آنطور که هستي دوست ميدارد نه آنطور که خود ميپسندی.


يادته زير گنبد کبود تو بودي و کلي آدماي حسود؟

تقصير همون حسوداست که حالا

هستي ما شده يکي بود يکي نبود...


به زماني رسيديم که ديگر

بني آدم ابزار يکديگرند


بعضيا مرد به دنيا ميان
بعضيا روزگار مردشون ميکنه
بعضيا هم مرد هستن، ولي روزگار نامردشون ميکنه
صفاي رفيقي که مرد به دنيا اومده
و تو اين روزگارنامرد ، مرد مي مونه
بــه سلامتـــى همه اونايي که خودشون هـزار تـا خـاطـرخـواه دارن
ولـي دلشـون گيــر ِ يــه بــي معــرفتــه...!


پی نوشت:سلام به همه خوبی؟اینم یه آپ دیگه بعد یه قرنی...از فردا دانشگام شروع میشه...واااای هنوز تموم نشده شروع میشه...داشتم نفس میکشیدمـــــــــــا....ایشالله به خوبی شروع بشه و تموم بشه...برای همه دانشجوهای عزیز...
ادامه مطلب یه متن که خودم خیلی خوشم اومده بود و خواستم بزار شاید شما هم خوشتون بیاد

:¨·.·¨:
`·.ا نـ وش ه /..


::ادامــه مـطـلـب::
نوشته شده توسط ♥♥یــه دخـــتر تنـــها♥♥ در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ساعت 19:20 | لينک ثابت |

*روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند

همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند

ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند

گرگ هايي كه لباس پدري مي پوشند

آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند

عشق ها را همه با دور كمر مي سنجند

خوب طبيعيست كه يكروزه به پايان برسد

عشق هايي كه سر پيچ خيابان برسد

♥♥♥♥♥♥

  زیباترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد. با وفاترين دوست به مرور زمان بي وفا شد. اين پرپر شدن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار  است

♥♥♥♥♥♥

  *بـزرگ که میشــــوی
غُصـه هایت زودتـر از خـودت،قـَد می کِشــند، دَرد هـایت نــیز!
غــافل از آنکه لبخــندهـایت را در آلبــوم کـودکــی ات جــا گــُذاشتــی


بگذار ابر سرنوشت هر چه می خواهد ببارد ، ما چترمان خداست

پی نوشت:
به سرنوشت بگویید اسباب بازی هایش بی جان نیستند آدمند میشکنند، آرامتر!
:¨·.·¨:
`·.ا نـ وش ه /..
نوشته شده توسط ♥♥یــه دخـــتر تنـــها♥♥ در دوشنبه هفدهم بهمن 1390 ساعت 16:0 | لينک ثابت |

*من سرم را بالا میگیرم....
چون بازی را به کسی باختم که با خیانت برده بود!

 

*خدایا...

هیچ تنهایی رو اونقدر تنها نکن که به هر بی‌ لیاقتی بگه

" عشقم.... " !

 

*هیــــــــس...!

ســـــــــاکت ...٬

 آهستــــه بروید !

آهستــــه بیایید !

اینجا وجــــــــــــــــدان ها همه خوابند

...


 

پی نوشت:ادامه مطلب یه دلنوشته گذاشتم نظراتتونو بگید ممنون میشم

:¨·.·¨:
`·.ا نـ وش ه /..

::ادامــه مـطـلـب::
نوشته شده توسط ♥♥یــه دخـــتر تنـــها♥♥ در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ساعت 14:0 | لينک ثابت |

*چـیـزهایـیــ هسـتــ خیـلی بـدتـر از تنـهـایـی...

امـا سـال هـا طـول میـکشـد تـا ایـن را بـفـهـمـیــ..!

وقتـیــ. ام کـه آخـر سـر مـیـفـهـمـیــ. اش...

دیـگـر خـیـلی دیـر شـده و هـیـچ چـیـز بـدتـر از خـیـلـیــــ... دیـر نـیـسـت...


*خنده ام ميگيرد
وقتي پس از مدت ها بي خبري
بي آنکه سراغي از اين دل آواره بگيري
ميگويي : دلم برايت تنگ است ...
يا مرا به بازي گرفته اي
...يا معني واژه هايت را خوب نميداني
دلتنگي ارزاني خودت ...


*ماسه ها ، فراموشکارترین رفیقان راهند
پا به پایت می آیند،ان قدر ک گاهی سماجتشان در همراهی ،حوصله ات را سر می برد
اما کافی است تا اندکی باد بوزد..
یا خرده موجی برمی خیزد ، تا برای همیشه از حافظه ضعیفشان رد پایت پاک شود ..

من از نسل ماسه نیستم، از نسل صدفهایم انها ک پاس اقامت 1روزه تادنیا دنیاست صدای دریا رابرای هرگوش شنوایی زمزمه میکند


*یک وقتایی هست که
باید لم بدی یه گوشه...
و جریان زندگیت رو فقط مرور کنی.
بعدشم بگی:
"به سلامتی خودم که اینقدر تحمل داشتم!


*ترکت کردم و تنهایت گذاشتم....

 تا بیش از این انرژی ات را صرف نکنی برای....

صادقانه دروغ گفتن  ...

خالصانه خیانت کردن ...

و عاشقانه بی وفایی کردن....

و هر چه بیشتر خودت را از چشمم انداختن...!!!!

 و چه حس پوچی بود این که میپنداشتم...

لایق اعتمادی....

پـــــی نوشت:همون امتحانی که میترسیدم بیوفتم قبـــــــــول شدم اصلا باورم نمیشه...خیلی خوشحالم

همه واحدامو پاس کردم...شنبه که امتحانمو دادم خیلی سرم درد میکرد آخه 3 واحد اگه میوفتادم کلی عقب میوفتادم...خوب خدارو شکر....نظرتون راجب قالبم چیه؟

:¨·.·¨:
`·.ا نـ وش ه /..
نوشته شده توسط ♥♥یــه دخـــتر تنـــها♥♥ در دوشنبه دهم بهمن 1390 ساعت 8:26 | لينک ثابت |


*مردم جوري حرف مي زنند كه گويي همه چيز را مي دانند،

اما اگر جسارت داشته باشي و سؤالي بپرسي آنها هيچ چيز نمي دانند


*خیلی آزار دهنده ست به یکی اینقدر اهمیت بدی ولی خودت برا اون اونقدر بی اهمیت

باشی که همه کار حتی تماشای چرت ترین برنامه تلویزیون رو بت ترجیح

بده...

*بهتره اشک آدم رو یه دستمال کاغذی پنهون کنه .... تا شونه ی کسی که عمر موندنش ؛ قد یه دستمال کاغذی هم نیست ... !!!

*سلامتيه اون دختري که وقتي يه لکسوز واسش بوق ميزنه بازم سرشو ميندازه پايين و زير لب ميگه : اگه 730 هم داشته باشي ... چرخ پرايد عشقمم نيستي;}


*به سلامتي اوني که باخت تا رفيقش برنده باشه

 

*به سلامتي دريا! که ماهي گنديده‌هاشودور نمي‌ريزه
















پی نوشت:امروز خیلی خستم شنبه دوتا امتحان دارم...
یکیش سه واحدی ...یکیشم یک واحدی
هست...استرس دارم تا الان همرو قبولم این آخریم میترسم
خیلی سخته...خانواده امروز رفته بودم بهشت زهرا خیلی دلم میخواست برم...اما ترجیح دادم درسمو بخونم خیلی خستم...امیدوارم خوب بدم امتحانتمو...عکس این پستمو خیلی دوســــت دارم...

:¨·.·¨:

`·.ا نـ وش ه /...

نوشته شده توسط ♥♥یــه دخـــتر تنـــها♥♥ در جمعه هفتم بهمن 1390 ساعت 21:30 | لينک ثابت |

اگــــــــــــــــــر درد داری

تحمــــــــــل کــــــــن...

روی هــــــــم کــــــه تلنبـــــــار شـــــــد

دیگــــــــر نمیفهمـــــــی کـــــــــدام درد

از کجــــــــــاست....

کـــــــم کـــــــم خـــــــودش

بــــــــی حــــــــــس می شـــــــــود

!!!


...


:¨·.·¨:
`·.ا نـ وش ه /..


::ادامــه مـطـلـب::
نوشته شده توسط ♥♥یــه دخـــتر تنـــها♥♥ در چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ساعت 18:46 | لينک ثابت |

سلام به همه اونایی که به کلبه تنهایی من سر میزنن....

خوبین؟امیدوارم همتون خوب باشین...

نمیدونم چی بگم!!!از کجا بگم؟

بدون قافیه شروع میکنم..شما ببخشید...

یه سوال دارم یه سوالی که تو گلوم گیر کرده دوست دارم جوابشو شما بهم بگید...


 


::ادامــه مـطـلـب::
نوشته شده توسط ♥♥یــه دخـــتر تنـــها♥♥ در سه شنبه چهارم بهمن 1390 ساعت 16:15 | لينک ثابت |

زخم که می خوری

مزه مزه اش کن

حتما نمکش آشناست ...


♥♥می خوای منو ببینی؟!

چشمهایتو آروم ببند.

دیدی؟؟!!

اره درسته

من همونی هستم که

سالهای سال

منو ندیدی


♥♥♥به من مجوز چاپ ندادند

گفتند:

داستانی که نوشتی غیر قابل باور است

آنها نمی دانستند:

من فقط خاطراتم را نوشتم




♥♥♥♥اون لحظه که گفتی:

صد تا بهتر از تو رو پیدا کردم

یاد اون لحظه ای افتادم

که به صد تا بهتر از تو گفتم:

من بهترین رو دارم

:¨·.·¨:
`·.ا نـ وش ه /..


نوشته شده توسط ♥♥یــه دخـــتر تنـــها♥♥ در یکشنبه دوم بهمن 1390 ساعت 12:15 | لينک ثابت |


*اینجا کسی

در خلوت خودش

آهسته پیر می شود...


**دار بزن …

خاطرات کسی که تـو را دور زده

حالم خوب است …

امّا گذشته ام درد میکند . . .


:¨·.·¨:
`·.ا نـ وش ه /..

نوشته شده توسط ♥♥یــه دخـــتر تنـــها♥♥ در شنبه یکم بهمن 1390 ساعت 18:34 | لينک ثابت |
گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم
گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم
گاه یک نگاه انچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند

:¨·.·¨:
`·.ا نـ وش ه /..

نوشته شده توسط ♥♥یــه دخـــتر تنـــها♥♥ در شنبه یکم بهمن 1390 ساعت 13:56 | لينک ثابت |

بهترین دوست برایم کسی است

که تلخی دلم و زهر زبانم و شوری احساسم را بپذیرد

 حتی اگر شیرینی لبانش را نچشیده باشم...

اگر با گرگ ها زندگی می کنی زوزه کشیدن را بیاموز...!

من در دنیایی زندگی می کنم که فقط خدایش از پشت خنجر نمی زند!

:¨·.·¨:
`·.ا نـ وش ه /..

نوشته شده توسط ♥♥یــه دخـــتر تنـــها♥♥ در جمعه سی ام دی 1390 ساعت 21:45 | لينک ثابت |

میخواهم اعتماد کنم

اما بد جایی به دنیا آمده ام...

زمین!!

جایگاه مارهای خوش خط و خالی بود

که هر روز نیشم میزدند...

:¨·.·¨:
`·.ا نـ وش ه /..


نوشته شده توسط ♥♥یــه دخـــتر تنـــها♥♥ در جمعه سی ام دی 1390 ساعت 16:22 | لينک ثابت |

غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن

دلت را بتکان

اشتباهایت وقتی افتاد روی زمین

بگذار همانجا بماند

فقط از لا به لای اشتباه هایت، یک تجربه را بیرون بکش

قاب کن و بزن به دیوار دلت ...

دلت را محکم تر اگر بتکانی

تمام کینه هایت هم می ریزد

و تمام آن غم های بزرگ

و همه حسرت ها و آرزوهایت ...


باز هم محکم تر از قبل بتکان

تا این بار همه آن عشق های بچه گربه ای هم بیفتد!

حالا آرام تر، آرام تر بتکان

تا خاطره هایت نیفتد

تلخ یا شیرین، چه تفاوت می کند؟

خاطره، خاطره است

باید باشد، باید بماند ...

کافی ست؟

نه، هنوز دلت خاک دارد

یک تکان دیگر بس است

تکاندی؟

دلت را ببین

چقدر تمیز شد... دلت سبک شد؟

حالا این دل جای "او"ست

دعوتش کن

این دل مال "او"ست...

همه چیز ریخت از دلت، همه چیز افتاد و حالا

و حالا تو ماندی و یک دل

یک دل و یک قاب تجربه

یک قاب تجربه و مشتی خاطره

مشتی خاطره و یک "او"...


خـانه تـکانی دلـت مبـارک
نوشته شده توسط ♥♥یــه دخـــتر تنـــها♥♥ در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ساعت 15:58 | لينک ثابت |

دیگر هیچ چیز مشترکی بین ما نیست

تنها آسمانمان یکیست

♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥

آشق !


از این به بعد اینگونه بنویسید ! چون همیشه سرش کلاه می رود . . .


♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥

  روزگاری مردم دنیا دلشان درد نداشت. هر کسی غصه اینکه چه می کرد نداشت. چشم سادگی از لطف زمین می جوشید. خودمانیم زمین این همه نامرد نداشت

:¨·.·¨:
`·.ا نـ وش ه /..

نوشته شده توسط ♥♥یــه دخـــتر تنـــها♥♥ در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ساعت 11:1 | لينک ثابت |

از بيم و اميد عشق رنجورم

آرامش جاودانه مى خواهم

بر حسرت دل دگـــر نيفزايم

آسايش بيكرانه مى خواهم

 



 


::ادامــه مـطـلـب::
نوشته شده توسط ♥♥یــه دخـــتر تنـــها♥♥ در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ساعت 10:51 | لينک ثابت |

دل است دیگر

خسته میشود،بی حوصله میشود

از روزگار،از آدمها از خودش از این قابها

از اثبات از توضیح

از کلماتی که رابطه ها رو به گند میکشد

از این همه مهربانی کردن و نامهربانی دیدن

از سنگ صـــبور بودن و آخر هم مهر سنگ بودن خوردن

از زهر حرفایی

که تا آخر عمر آدم را می آزارد.

 

                                                                                      خسته ام....

از این که دیگر توان قوی ماندن نیست

باید بروم گوشه ای شاید آرام بگیرم شاید...



:¨·.·¨:
`·.ا نـ وش ه /..
نوشته شده توسط ♥♥یــه دخـــتر تنـــها♥♥ در سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ساعت 14:50 | لينک ثابت |

حجم بزرگی در درونم سنگینی میکند

گاه میغلتد و اشک میشود و چشمانم را خیس میکند

گاه میخشکد..مانند لبخندی تلخ بر لب هایی که ..یادت باشد جای بوسه بود

حجمی از ناباوری که گه گاه به سوی یقین میرود روحم را از جانم بیرون میکند

هر چقدر محکم تر می ایستد  غم ضربه اش را محکم تر میکوبد

مانند دیواری..آوار میشود تمام انرژی ام ..گوشه ای مینشینم..گلویم بغضی را بالا می آورد

دست هایم  را تنهایی در دست گرفته است..

چرا ؟باز هم همان رازی که پرده نمایانش نمیکند

(خنده ی کسی که یه دنیا غم داره از گریه کردنش تلخ تره)

*در روزهائی که دلم شکسته بود یاد حرف های پدر ژپتو به پینوکیو افتادم که می گفت:

پینوکیو! چوبی بمان
آدم ها سنگی اند، دنیایشان قشنگ نیست




**بچه که بوذیم بستنیمان را گاز میزدند قیامت به پا میکردیم...

چه بیهوده بزرگ شدیم...
روحمان را گاز میزنند...
میخندیم



:¨·.·¨:
`·.ا نـ وش ه /..
نوشته شده توسط ♥♥یــه دخـــتر تنـــها♥♥ در سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ساعت 14:45 | لينک ثابت |

دَرد دارد وقتی من

عاشقانه هایم را مینویسم

و دیگران یاد عشقشان می افتند

اما تو

بیخیال....


**بـَعضــے آه هـا را هـَرچـِقدر هم از تـه دل بــِكشـے

سيـنه ات خـالـے نمـيشـود

امروز سـينه مـَن پـُر از همان آه هـاست ...

 

+تاحالا بغض کردی...یه بغض واقعیــ؟

+یه بغض که داره خفتـ میکنه ولی نمیترکه...

+هم تلخه هم شیرین...تلخیش واسه نترکیدنشه

+شیرینیش واسه بعد ترکیدنه که بهترین حسو بهت میده ...ولیـــ



:¨·.·¨:
`·.ا نـ وش ه /..
نوشته شده توسط ♥♥یــه دخـــتر تنـــها♥♥ در سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ساعت 14:42 | لينک ثابت |


یک عمر قفس بست مسیر نفسم را


حالا که دری هست مرا بال و پری نیست !

 

حالا که مقدر شده آرام بگیرم

سیلاب مرا برده و از من اثری نیست !

 

بگذار که درها همگی بسته بمانند

وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست !!!



:¨·.·¨:
`·.ا نـ وش ه /..
نوشته شده توسط ♥♥یــه دخـــتر تنـــها♥♥ در سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ساعت 14:34 | لينک ثابت |

چقـدر حقیـرند

مردماني که

نه جـرأت دوست داشتن دارند
نه اراده‌ي دوست نداشتن
نه لياقـت دوست داشته شدن
ونه متانت دوست داشته نشدن
با اين حال مدام ادعـــاي عشق ميکنن....

 

+فقطـــ.. ادعـا...

نوشته شده توسط ♥♥یــه دخـــتر تنـــها♥♥ در دوشنبه بیست و ششم دی 1390 ساعت 17:15 | لينک ثابت |

هیشکی باورش نشد که فراموشت کردم، حتی صمیمی ترین دوستام...

هیشکی باورش نشد که چشامو رو تو بستم، حتی صمیمی ترین دوستات...

هیشکی باورش نشد که بی خیالت شدم، حتی خودت...

 

اما من قصه ی رفتن تو رو خیلی وقته که باور کردم...

می دونی چیه همه ی قصه ها که مثل قصه های هزار و یک شب قشنگ تموم نمی شه... اصلا قشنگی قصه ی ما به اینه که با همه ی قصه ها فرق داشته باشه...

 

اصلا بذار قصه ی ما تو تمام قصه ها گم بشه... انقدر گم بشه که دوستای نامردت نشینن و پشت سرمون حرف نبافن و تهمت نزنن...

 


من فراموش کرده ام ... همه چیز را... تو هم فراموش کن. این برای هردویمان بهتر است...
هیچکی باورش نشد که بیخیالت شدم...

نوشته شده توسط ♥♥یــه دخـــتر تنـــها♥♥ در دوشنبه بیست و ششم دی 1390 ساعت 16:10 | لينک ثابت |



♥♥سخت است يکرنگ ماندن در دنيايى که مردمش براى پررنگ شدن حاضرند هزار رنگ باشند♥♥

♥♥باز هم بلند شو

ايستادن کسي که زمينش زده اند

از کسي که به زور سر پايش نگه داشته اند

زيباتر است . .♥♥

♥♥اي مــتــرســـــــــــک
آنقدر دستهايت را باز نــــــــــــکــــــــــن
کسي تو را در آغوش نميگيرد ،
ايــســتــادگــي هــمــيــشــه تــنــهــايــي مــيــاورد..♥♥

  • home *!* mail *!* profile

  • پيوندهاي روزانه

    آرشيو
    فروردین 1391
    بهمن 1390
    دی 1390


    پيوندها
    ♥سلام آخر:داداش علی♥
    ♥قلب شکسته♥
    ♥درد و دل♥
    ♥بی تو تنها♥
    ♥بارانمــ-ـــــــــ♥
    نـیـ نـاسـ نـانـاسـ مـونـا فـوفـولـیـ
    طـــراح قـــالــب

    طراح قالب

    De$ign: aNoo$he