*چـیـزهایـیــ هسـتــ خیـلی بـدتـر از تنـهـایـی...
امـا سـال هـا طـول میـکشـد تـا ایـن را بـفـهـمـیــ..!
وقتـیــ. ام کـه آخـر سـر مـیـفـهـمـیــ. اش...
دیـگـر خـیـلی دیـر شـده و هـیـچ چـیـز بـدتـر از خـیـلـیــــ... دیـر نـیـسـت...!
*خنده ام ميگيرد
وقتي پس از مدت ها بي خبري
بي آنکه سراغي از اين دل آواره بگيري
ميگويي : دلم برايت تنگ است ...
يا مرا به بازي گرفته اي
...يا معني واژه هايت را خوب نميداني
دلتنگي ارزاني خودت ...
*ماسه ها ، فراموشکارترین رفیقان راهند
پا به پایت می آیند،ان قدر ک گاهی سماجتشان در همراهی ،حوصله ات را سر می برد
اما کافی است تا اندکی باد بوزد..
یا خرده موجی برمی خیزد ، تا برای همیشه از حافظه ضعیفشان رد پایت پاک شود ..
من از نسل ماسه نیستم، از نسل صدفهایم انها ک پاس اقامت 1روزه تادنیا دنیاست صدای دریا رابرای هرگوش شنوایی زمزمه میکند
*یک وقتایی هست که
باید لم بدی یه گوشه...
و جریان زندگیت رو فقط مرور کنی.
بعدشم بگی:
"به سلامتی خودم که اینقدر تحمل داشتم!
*ترکت کردم و تنهایت گذاشتم....
تا بیش از این انرژی ات را صرف نکنی برای....
صادقانه دروغ گفتن ...
خالصانه خیانت کردن ...
و عاشقانه بی وفایی کردن....
و هر چه بیشتر خودت را از چشمم انداختن...!!!!
و چه حس پوچی بود این که میپنداشتم...
لایق اعتمادی....

پـــــی نوشت:همون امتحانی که میترسیدم بیوفتم قبـــــــــول شدم اصلا باورم نمیشه...خیلی خوشحالم
همه واحدامو پاس کردم...شنبه که امتحانمو دادم خیلی سرم درد میکرد آخه 3 واحد اگه میوفتادم کلی عقب میوفتادم...خوب خدارو شکر....نظرتون راجب قالبم چیه؟
:¨·.·¨:
`·.ا نـ وش ه /.. 
نوشته شده توسط ♥♥یــه دخـــتر تنـــها♥♥ در دوشنبه دهم بهمن 1390 ساعت 8:26 |
لينک ثابت |